بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر…
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان..
قراری طولانی به بلندای یک شب..
شب بازی برگ و برف…
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد…
آسمان بغض کرده و می بارد
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست...
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز...
و… تمام می شود
پاییز، ای یادآور روزهای سادگی،
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر.
یلدا مبارک
کتابخانه عمومی شهیدمطهری کرمانشاه
برچسب:
نویسنده: نیما خوشنام